تبليغاتX
آیینه ی قصه گو - خدایا کمکم کن...خدایا کمکش کن...
بخوان به نام گل سرخ

خدایا من طاقت دیدن بغض سعید رو ندارم ...خدایا تو چی به این جوون دادی که حتی وقتی بغض می کنه و قطرات اشکش جاری می شه لبخند از روی لبش پاک نمی شه ؟ خدایا این سناریوی تکراری رو چرا با پایان بد نوشتی ؟

حدودا دو ماه از پرکشیدن پریا می گذره ولی هنوز دریای غم تو چهره ی سعید موج می زنه ... خدایا کمکم کن ... خدایا کمکش کن...




لينك ثابت نوشته شده در 86/10/10ساعت 10 توسط ..:: فرشادمان(آیینه ی قصه گو) ::..